تصویر : قلعه ، دِژ و بالاحصار قدیمی ولایت غزنی
تحقیق کننده مطلب : الحاج محمد کریم (یاری)غزنوی
غزنی قبل از اسلام
( فارسی نو: گنزک، یونانی: Gāzaca/گازکه، چینی:Ho - Si - Na، عربی : غزنین)
ولایت غزنی یکی از ۳۴ ولایت افغانستان به مرکزیت شهر غزنی می باشد که از ولایات جنوب شرقی افغانستان به شمار می رود. غزنی با ۱٬۳۶۲٬۵۶۴ جمعیت پنجمین ولایت پرنفوس افغانستان می باشد با اقوام مختلف. این ولایت از لحاظ مدیریت اداری به نوزده ولسوالی تقسیم شده است و ۲۲٬۹۱۵ کیلومتر مربع پهناوری دارد.
نام غزنه تلفظی در زبان فارسی شرقی است از واژه )گَنزَک ( که در زبان فارسی قدیم به معنای گنجه "گنج" بوده است و نام غزنه پس از روی دادن جایگشت آوایی گنزک/گزنک به شکل کنونی درآمده است. به زبان یونانی باستان: احتمالاً همان Gázaca/گَزَکه یا Gāzaca/گازکه که بطلمیوس ( در کتاب ۶، فصل ۱۸، بند ۴ از Geographia ) آورده؛ به زبان چینی قدیم: Ho - si - na، آنطور که هیوان تسانگ، زائر مشهور چینی سدهٔ هفتم میلادی یاد کرده؛ واژهٔ درست غزنین به نون آخر است و غزنه یا غزنی تلفظ عامه میباشد. غزنی با قدمت بیش از ۱۰۰۰ قرن یکی از کهن ترین مناطق جهان به شمار می رود. ابزارهای مربوط به دورهٔ پارینه سنگی زیرین با قدمت بیش از ۱۰۰ هزار سال پیش در دشت ناوُر در غرب غزنی پیدا شده است. این ابزار شامل تعدادی ابزار سنگی ساخته شده از کوارتز است که شامل تراشه، ساطور، رنده، تیشه و تبر ابزار هستند. این آثار نخستین شواهد بدست آمده از دورهٔ پارینه سنگی زیرین در افغانستان هستند
الف) دوران پیش از اسلام (باستان)
شواهد باستانشناسی نشان میدهند که تهداب اولیه قلعه و بالاحصار غزنی به دوران قبل از اسلام، بهویژه عصر کوشانیان و یفتلیها (سدههای دوم تا پنجم میلادی) بازمیگردد. در این زمان، غزنی که در متون بودایی به نام جاگودا یا غزنگ یاد شده، یک مرکز مهم عبادی و تجاری در مسیر شاهراه هند بود. دیوارهای اولیه قلعه برای محافظت از این کانون اقتصادی روی تپه بنا شد (حبیبی، ۱۳۴۴، ص ۴۵). همچنین زائر معروف چینی، هیوان تسنگ در سده هفتم میلادی در سفرنامه خود به استحکامات محکم این شهر اشاره کرده است (سیوکی، ۱۸۸۴).
ب) پیشینه تاریخی در آیینه سفرنامههای جهانی:
دوران پیش از اسلام؛ روایات زائران چینی (سدههای هفتم میلادی)
شواهد باستانشناسی و متون کهن نشان میدهند که تهداب اولیه قلعه و بالاحصار غزنی به دوران قبل از اسلام، بهویژه عصر کوشانیان و یفتلیها بازمیگردد. در این زمان، غزنی مرکز مملکت باستانی «جاگودا» یا «زابلستان» بود (حبیبی، ۱۳۴۴، ص ۴۵).
روایت هیوان تسنگ (Xuanzang - ۶۴۴ میلادی): زائر و راهب نامدار چینی که در سده هفتم میلادی به این مناطق سفر کرد، در سفرنامه معروف خود «سی-یو-کی» (گزارشهای بودایی از جهان غرب)، غزنی را با نام «هکسینا» (Hexina) یا همان جاگودا توصیف میکند. او مینویسد:
«محیط پایتخت (غزنی) بیش از سی "لی" (واحد مسافت چینی) است. این شهر دارای استحکامات دفاعی بسیار محکم و دیوارهای بلند است که روی تپهها بنا شدهاند. آب و هوای آن بسیار سرد همراه با برف و یخبندان شدید است و مردم آن مغرور، شجاع و تنومند هستند.» (سیوکی، ۱۸۸۴، ج ۲، ص ۲۸۳).
" غزنی در طول قرن هفتم میلادی یکی از مراکز مهم بودایی در افغانستان بود. کاوش های تیم باستان شناسی لهستانی نشان می دهد که آثار مذهبی کشف شده از تپه سردار غزنی هردوفرهنگ هندویی و بودایی را دارا است. دو مرکز بزرگ بودایی دیگر، فندقستان و تپه سردار ( غزنی ) مسئله کاملاً متفاوتی است و دوره دیگری از تأثیرات هند بین قرن های هفتم تا هشتم را نشان می دهد. این بازنمایی ها موضوعاتی را از مهایانه شناسی نشان می دهد و حتی در مورد سایت اخیر جنبه های وجره یانه را تصور می کنیم که قبلاً خود را در صومعه های بزرگ هند مانند نالاندا تثبیت کرده بودند. "
"مکان مهم دیگر تپه سردار ( معروف به تپه ای ناگارا ) در نزدیکی غزنی است که شاید تا قرن هشتم میلادی فعال بوده باشد. از این دوره یک مجسمه عظیم از بودای پارنیوارا ( بودا در منطقه خاصی خوابیده بود ) بدست آمد. مجسمه ای بسیار مشابه درست در شمال افغانستان، در آژینه تپه، تاجیکستان پیدا شده است. اما آنچه جالب تر است یافتن یک مجسمه از خدای هندو دپورگا ماهیشاسورا - ماردینی در همان محل است.
ت) عصر طلایی غزنویان در آیینه «تاریخ بیهقی» و متون اسلامی
با تأسیس سلسله غزنویان، غزنی به پایتخت یکی از پهناورترین امپراتوریهای جهان اسلام تبدیل شد (باثورث، ۱۳۸۴، ص ۵۲). در عهد سلطان محمود و سلطان مسعود غزنوی، قلعه شهر توسعه یافت و بالاحصار به عنوان ارگ شاهی بازسازی شد.
خواجه ابوالفضل بیهقی در کتاب سترگ تاریخ بیهقی (که تاریخ زنده و مستند آن عصر است)، در رویدادهای سال ۴۲۲ هجری قمری به صراحت از توقیف، محاکمه و زندانی شدن شخصیتهای بزرگی چون «امیر علی قریب» (حاجب بزرگ) در همین بالاحصار غزنی یاد میکند. او مینویسد که چگونه فرامین شاهی از بالاحصار صادر و متهمان سیاسی در قلعه توقیف میشدند (بیهقی، ۱۳۸۳، ص ۶۸). عتبی نیز در تاریخ یمینی ذکر میکند که شکوه دیوارهای قلعه و برجهای بالاحصار غزنی در این دوران چنان بود که نظیری در بلاد شرق نداشت (عتبی، ۱۳۷۴، ص ۲۱۰).
ث) غزنی پس از ویرانی مغول در سفرنامه «مارکو پولو» (سده سیزدهم میلادی)
پس از هجوم ویرانگر چنگیز خان مغول در سال ۱۲۲۱ میلادی، شهر و حصار آن آسیب جدی دیدند (منهاج سراج، ۱۳۴۲، ج ۲، ص ۱۱۵). با این حال، اهمیت این نقطه جغرافیایی در مسیر هند پابرجا ماند.
بروایت مارکو پولو (Marco Polo - ۱۲۷۵ میلادی): این جهانگرد مشهور ایتالیایی در اواخر سده سیزدهم میلادی هنگام عبور از بخشهای جنوبی و شرقی افغانستان الحالي، در یادداشتهای خود به نام «سفرهای مارکو پولو» از غزنی (تحت نام Gazan) یاد کرده و آن را شهری با موقعیت استراتژیک نظامی و تجاری توصیف میکند که پادشاهان محلی کماکان از دژهای آن برای کنترل راههای بازرگانی استفاده میکردند (مارکو پولو، ۱۹۰۳، ج ۱، ص ۹۸).
فهرست منابع و مآخذ (References)
۱. ابن بطوطه، محمد بن عبدالله (۱۴۱۷ ق). رحلة ابن بطوطة (تحفة النظار في غرائب الأمصار وعجائب الأسفار)، بیروت: دار صادر.
۲. باثورث، کلیفورد ادموند (۱۳۸۴). تاریخ غزنویان، ترجمه حسن انوشه، تهران: انتشارات امیرکبیر.
۳. بهیقی، ابوالفضل محمد بن حسین (۱۳۸۳). تاریخ بیهقی، به تصحیح علیاکبر فیاض، مشهد: دانشگاه فردوسی مشهد.
۴. حبیبی، عبدالحی (۱۳۴۴). تاریخ افغانستان بعد از اسلام، کابل: انجمن تاریخ افغانستان.
۵. عتبی، ابونصر محمد (۱۳۷۴). تاریخ یمینی، ترجمه ناصح بن ظفر جرفادقانی، به کوشش جعفر شعار، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.
۶. منهاج سراج، جوزجانی (۱۳۴۲). طبقات ناصری، به تصحیح عبدالحی حبیبی، کابل: انجمن تاریخ افغانستان.
۷. Babur, Zahiruddin Muhammad (1922). Babur-nama, Translated by A. S. Beveridge, London.
۸. Durand, Henry Marion (1845). The First Afghan War and its Causes, London: Longman.
۹. Kaye, John William (1851). History of the War in Afghanistan, Vol 1, London.
۱۰. Norris, James A. (1967). The First Afghan War 1838–1842, Cambridge University Press.
۱۱. Polo, Marco (1903). The Travels of Marco Polo, Translated by Henry Yule, London: John Murray.
۱۲. Si-Yu-Ki (1884). Buddhist Records of the Western World by Hiuen Tsiang, Translated by Samuel Beal, London: Trübner & Co.